: منوي اصلي :
صفحه اصلي وضعيت من در ياهو پست الكترونيك پارسي بلاگ
ورود به مدیریت درباره من
: درباره خودم :
يه ينده خدا[22]خودم که حرف ندارم .
: پيوندهاي روزانه :
: لوگوي وبلاگ : : لينك دوستان من : یگان مرید آقا سید علییه امل مدرنیسم نشدهFANAVARY BARTAR : لوگوي دوستان من : : فهرست موضوعي يادداشت ها : يا علي گفتيم و ...[14]بچه هاي آسمان[7] : آرشيو يادداشت ها : یا علی گفتیم و ...برگی از یک نوشتهموهبت عظیمعشق منبچه ها آسمان : نوای وبلاگ : : جستجو در وبلاگ : پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید این قالب برای وبلاگ گمشگتگان عشق ساخته شده و دوستان دیگر نمی توانند از ان استفاده کنند با تشکر + کارت سوخت بهتر است يا علم ؟ پنجشنبه 29 فروردين 1387 ساعت 12:43 عصر يه روز يه بنده خدايي اومد به تيکه گفت : " ببينم فلاني ( منو ميگه ها ) نکنه اين متنايي که ميخوايي برام بفرستي copy/paste از جايي باشه !!! بالاخره هر چي باشه ما حرفه اي هستيم و ميفهميم هااااا....( بابا حرفه اي) ميخواستم يه سري متن تووووپ براش بفرستم که اگه صلاح ديد يه جا چاپ کنه که ندادم . آقا اين جماعت اصلاً مراعات روح لطيف و حساس يه جوون رو نميکنن . همچين با دسته ي هاونگ ( جووناي قديمي مثل بنده ، به اين وسيله ارادت خاصي دارن ) ميزنن تو ذوقت که مخت آب روغن قاطي ميکنه ، حالا بيا و درستش کن ، بعد بابام ميگه چرا دانشگاه قبول نميشي ، چرا سيگاري شدي ، چرا چشات لوچه ، چرا کف پات صافه ، چرا از سربازي معاف شدي ، چرا ... چرا ... Eeee بابا ول کن ديگه ، گازش رو گرفتي داري ميري !!! کدوم دانشگاه ؟ کدوم سيگار ؟ کدوم سربازي ؟ ... من که دانشگاهم چند ماهه تموم شده ، سيگارم که خيلي وقته ترک کردم ( از وقتي نت رو گذاشتم کنار ، طرف سيگارم نرفتم ، جاش دوستان لطف کردن يه سرگرمي بي ضرر بهم معرفي کردن به نام آدامس پان پراک !!! ) سربازي ام که ... الله اکبر ها ( اونايي که منو ميشناسن ميدونن اين الله اکبر يعني چي ) خلاصه اينکه يه شب تا صبح با خودم کلنجار رفتم که قضيه ي يک ساعت عقب جلو شدن ساعت بعد از سال تحويل رو واسه گلوله هاي خاکستري مغزم توجيه کنم ، آخر به اين نتيجه رسيدم که بالا بري ، پايين بيايي ، بعد از اينکه کلي فرانسوي ها بهمون خنديدن ، علي دايي شد مربي تيم ملي . کسي ام نگفت کي داره اين مسخره بازيا رو در مياره و کي اولين بار فکر کرد مرغ همسايه غازه ، عمو تو يعني نميدوني ستاره ي دنيا توي مملکت خودته ؟ ( بگذريم از گافاي بزرگي که جديداً همين جناب ستاره داد ) حتماً بايد مايه ي ريش خندمون کنن تا بيدار شي ؟ يه ضرب المثلي ميگفت : نون خشک خونت رو بخور اما منت کله پاچه ي همسايت رو نکش !!! ( البته من سندي واسه اين ضرب المثل ندارما ، از خير کله پاچه هم که نميشه گذشت ، پس احتمالاً ميتونيد بريد مهمون ناخونده بشيد و اگر همسايه روي باز نشون نداد و سنگ روي يخ شديد ، اصلاً احساس سرخوردگي نکنيد چون قبلاً هماهنگ شده !!! ) آقا دنيا همينه ديگه ، بقيه اختلاص ميکنن و گردنشون چاق ميشه ، چوبشو تو ميخوري ..... اين طرف کارمند بد بخت داره زير بار قسط و قرض و قوله له ميشه از اون طرف برو ساختمون ادارش رو ببين چه جوي زير پاي کارکنانش راه انداختن و چه هزينه اي واسه سنگ فرش وزير پسندش راه انداختن ، تازه واسه نماز خوندنت هم بهت حال دادن و يه سري فرش نفيس تدارک ديدن که وقتي نماز ميخوني ، حس کني تو عرش وايستادي و رفتي معراج ، ناهار خوريش هم که شده سفره خانه سنتي با اين تفاوت که کافي شاپ رو هم ميذاره تو جيبش . حالا از اون طرف ، کارمند قصه ي ما تازه مياد هضم کنه که اينا واسه تغيير روحيه و حال و هوا و مدرن شدنه ، از اين طرف بعد يکي دو ماه ، ميان ميگن اينجا به درد نميخوره ، دل جناب وزير رو زده ، جل و پلاستون رو جمع کنين بريم يه ساختمون ديگه که پارکينگش طبقاتي باشه و ماشيناتون رو بتونيد توش جا بديد ( همون ماشينايي که هنوز پول يه چرخش رو ندارين و هر روز از جلو نمايندگيش 10 دقيقه واسه آرامش روح تأمل ميکنين ) جالب ترش ميدوني چيه ؟ دولت هم که داره ظاهر قضيه و جيب آويزون و پر پول مديراي رأس هرم و اختلاصاي ميلياردي بعضي از همين مديرا رو ميبينه ، دستور ميده از مواجب اين وزارت خونه کم کنن و تمام مزايايي که همون کارمند دلش رو بهش خوش کرده بود تعطيل شه و به وزارت خونه ي فلان که به ظاهر قشر زحمت کش مملکت اونجا جمع شدن و مشغول به کارن اضافه شه تا گردنشون کلف تر شه . ( اينجا ميشه فهميد که منظور از کاخ نشيني و کوخ نشيني تو حرفاي امام خميني چي بود ، اينجا ميشه فهميد يعني چي وقتي ميگن پزpoz عالي ، جيب خالي !!! ) يادمه تو مدرسه معلممون موضوع انشا داده بود که : " روزي که کارت سوخت بيايد ... " يکي از بچه ها تکميلش کرده بود که : " تعداد اتوبوس ها زياد ميشود و ما مجبور نيستيم ساعتها از عمر چون آب طلايمان را در ايستگاههاي اتوبوس بگذرانيم يا با ماشين شخصي هواي شهر را آلوده کنيم ، مترو ها با سيستم مدرن و بدون خرابي در طونل ها راه مي افتند ، با گران شدن کرايه ها و آمدن کارت سوخت ، آرامش به خانه و کاشانه ي ما مي آيد ... " حالا بعد از گذشت سالها همين موضوع رو به بچه ي همسايمون داده بودن و نوشته بود : " کارت سوخت يعني آينده ي تحصيلي من ، اما پدرم چون کارمندي است که هنوز وام خودرو دريافت نکرده پس کارت هم ندارد ، اتوبوس هم 4 ساعت بعد از زنگ مدرسه مي آيد و اگر بيايد در فشار جمعيت جيبم را که همش به اندازه ي بليت مترو درونش پول بود را ميزنند و همانطور که عذاب شب اول قبر را برايم ياد آور ميشوند با هزاران اميد دم در مترو پياده ميشوم و آنجا نوشته است " تا اطلاع ثانوي به دليل تعميرات ، از اين ايستگاه قطار اعزام نميشود " و من مجبورم بقيه ي راه را پياده طي طريق کنم و به ارزش والاي هواي تهران و اهميتش براي سلامتي فکر کنم . خدايا اين خوشي را از ملت ايران نگير..... " آهاااااااي نماينده اي که تا ديشب شلوار مامان دوز با دوخت صداقت و مردونگي پات بود ، با رأي من هستش که امشب با کت شلوار 200 هزار تومني هم خوابت نميبره ، حواست هست ؟ نوشته شده توسط : يه ينده خدا نظرات ديگران [ نظر] : لیست کامل یاداشت های این وبلاگ : [29/1/1387- 12:43 ع] کارت سوخت بهتر است يا علم ؟[26/1/1387- 12:51 ع] بيداري در تاريکي ، تاريکي در بيداري[15/1/1387- 12:54 ع] دو رکعت عاشقي[15/1/1387- 12:53 ع] بي قراري شبانه[15/1/1387- 12:52 ع] قرتي بازي ممنوع[15/1/1387- 12:52 ع] ادراک بسيط[15/1/1387- 12:50 ع] ليلي خدا بيامرز[2/8/1386- 10:41 ص] تنفس ممنوع[2/8/1386- 10:36 ص] اخراجي 2[2/8/1386- 10:27 ص] اخراجي 1[2/8/1386- 10:6 ص] اسکريني به نام دنيا :[22/7/1386- 9:42 ص] من اومدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددم[6/12/1385- 7:43 ع] دير آمدم آيا ... ؟[5/12/1385- 9:10 ع] سجده گاه[5/12/1385- 9:8 ع] خواب امواج آرام[همه عناوين(21)][آرشيو شده ها]
: لوگوي وبلاگ :
: لينك دوستان من :
یگان مرید آقا سید علییه امل مدرنیسم نشدهFANAVARY BARTAR : لوگوي دوستان من : : فهرست موضوعي يادداشت ها : يا علي گفتيم و ...[14]بچه هاي آسمان[7] : آرشيو يادداشت ها : یا علی گفتیم و ...برگی از یک نوشتهموهبت عظیمعشق منبچه ها آسمان : نوای وبلاگ : : جستجو در وبلاگ : پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید این قالب برای وبلاگ گمشگتگان عشق ساخته شده و دوستان دیگر نمی توانند از ان استفاده کنند با تشکر + کارت سوخت بهتر است يا علم ؟ پنجشنبه 29 فروردين 1387 ساعت 12:43 عصر يه روز يه بنده خدايي اومد به تيکه گفت : " ببينم فلاني ( منو ميگه ها ) نکنه اين متنايي که ميخوايي برام بفرستي copy/paste از جايي باشه !!! بالاخره هر چي باشه ما حرفه اي هستيم و ميفهميم هااااا....( بابا حرفه اي) ميخواستم يه سري متن تووووپ براش بفرستم که اگه صلاح ديد يه جا چاپ کنه که ندادم . آقا اين جماعت اصلاً مراعات روح لطيف و حساس يه جوون رو نميکنن . همچين با دسته ي هاونگ ( جووناي قديمي مثل بنده ، به اين وسيله ارادت خاصي دارن ) ميزنن تو ذوقت که مخت آب روغن قاطي ميکنه ، حالا بيا و درستش کن ، بعد بابام ميگه چرا دانشگاه قبول نميشي ، چرا سيگاري شدي ، چرا چشات لوچه ، چرا کف پات صافه ، چرا از سربازي معاف شدي ، چرا ... چرا ... Eeee بابا ول کن ديگه ، گازش رو گرفتي داري ميري !!! کدوم دانشگاه ؟ کدوم سيگار ؟ کدوم سربازي ؟ ... من که دانشگاهم چند ماهه تموم شده ، سيگارم که خيلي وقته ترک کردم ( از وقتي نت رو گذاشتم کنار ، طرف سيگارم نرفتم ، جاش دوستان لطف کردن يه سرگرمي بي ضرر بهم معرفي کردن به نام آدامس پان پراک !!! ) سربازي ام که ... الله اکبر ها ( اونايي که منو ميشناسن ميدونن اين الله اکبر يعني چي ) خلاصه اينکه يه شب تا صبح با خودم کلنجار رفتم که قضيه ي يک ساعت عقب جلو شدن ساعت بعد از سال تحويل رو واسه گلوله هاي خاکستري مغزم توجيه کنم ، آخر به اين نتيجه رسيدم که بالا بري ، پايين بيايي ، بعد از اينکه کلي فرانسوي ها بهمون خنديدن ، علي دايي شد مربي تيم ملي . کسي ام نگفت کي داره اين مسخره بازيا رو در مياره و کي اولين بار فکر کرد مرغ همسايه غازه ، عمو تو يعني نميدوني ستاره ي دنيا توي مملکت خودته ؟ ( بگذريم از گافاي بزرگي که جديداً همين جناب ستاره داد ) حتماً بايد مايه ي ريش خندمون کنن تا بيدار شي ؟ يه ضرب المثلي ميگفت : نون خشک خونت رو بخور اما منت کله پاچه ي همسايت رو نکش !!! ( البته من سندي واسه اين ضرب المثل ندارما ، از خير کله پاچه هم که نميشه گذشت ، پس احتمالاً ميتونيد بريد مهمون ناخونده بشيد و اگر همسايه روي باز نشون نداد و سنگ روي يخ شديد ، اصلاً احساس سرخوردگي نکنيد چون قبلاً هماهنگ شده !!! ) آقا دنيا همينه ديگه ، بقيه اختلاص ميکنن و گردنشون چاق ميشه ، چوبشو تو ميخوري ..... اين طرف کارمند بد بخت داره زير بار قسط و قرض و قوله له ميشه از اون طرف برو ساختمون ادارش رو ببين چه جوي زير پاي کارکنانش راه انداختن و چه هزينه اي واسه سنگ فرش وزير پسندش راه انداختن ، تازه واسه نماز خوندنت هم بهت حال دادن و يه سري فرش نفيس تدارک ديدن که وقتي نماز ميخوني ، حس کني تو عرش وايستادي و رفتي معراج ، ناهار خوريش هم که شده سفره خانه سنتي با اين تفاوت که کافي شاپ رو هم ميذاره تو جيبش . حالا از اون طرف ، کارمند قصه ي ما تازه مياد هضم کنه که اينا واسه تغيير روحيه و حال و هوا و مدرن شدنه ، از اين طرف بعد يکي دو ماه ، ميان ميگن اينجا به درد نميخوره ، دل جناب وزير رو زده ، جل و پلاستون رو جمع کنين بريم يه ساختمون ديگه که پارکينگش طبقاتي باشه و ماشيناتون رو بتونيد توش جا بديد ( همون ماشينايي که هنوز پول يه چرخش رو ندارين و هر روز از جلو نمايندگيش 10 دقيقه واسه آرامش روح تأمل ميکنين ) جالب ترش ميدوني چيه ؟ دولت هم که داره ظاهر قضيه و جيب آويزون و پر پول مديراي رأس هرم و اختلاصاي ميلياردي بعضي از همين مديرا رو ميبينه ، دستور ميده از مواجب اين وزارت خونه کم کنن و تمام مزايايي که همون کارمند دلش رو بهش خوش کرده بود تعطيل شه و به وزارت خونه ي فلان که به ظاهر قشر زحمت کش مملکت اونجا جمع شدن و مشغول به کارن اضافه شه تا گردنشون کلف تر شه . ( اينجا ميشه فهميد که منظور از کاخ نشيني و کوخ نشيني تو حرفاي امام خميني چي بود ، اينجا ميشه فهميد يعني چي وقتي ميگن پزpoz عالي ، جيب خالي !!! ) يادمه تو مدرسه معلممون موضوع انشا داده بود که : " روزي که کارت سوخت بيايد ... " يکي از بچه ها تکميلش کرده بود که : " تعداد اتوبوس ها زياد ميشود و ما مجبور نيستيم ساعتها از عمر چون آب طلايمان را در ايستگاههاي اتوبوس بگذرانيم يا با ماشين شخصي هواي شهر را آلوده کنيم ، مترو ها با سيستم مدرن و بدون خرابي در طونل ها راه مي افتند ، با گران شدن کرايه ها و آمدن کارت سوخت ، آرامش به خانه و کاشانه ي ما مي آيد ... " حالا بعد از گذشت سالها همين موضوع رو به بچه ي همسايمون داده بودن و نوشته بود : " کارت سوخت يعني آينده ي تحصيلي من ، اما پدرم چون کارمندي است که هنوز وام خودرو دريافت نکرده پس کارت هم ندارد ، اتوبوس هم 4 ساعت بعد از زنگ مدرسه مي آيد و اگر بيايد در فشار جمعيت جيبم را که همش به اندازه ي بليت مترو درونش پول بود را ميزنند و همانطور که عذاب شب اول قبر را برايم ياد آور ميشوند با هزاران اميد دم در مترو پياده ميشوم و آنجا نوشته است " تا اطلاع ثانوي به دليل تعميرات ، از اين ايستگاه قطار اعزام نميشود " و من مجبورم بقيه ي راه را پياده طي طريق کنم و به ارزش والاي هواي تهران و اهميتش براي سلامتي فکر کنم . خدايا اين خوشي را از ملت ايران نگير..... " آهاااااااي نماينده اي که تا ديشب شلوار مامان دوز با دوخت صداقت و مردونگي پات بود ، با رأي من هستش که امشب با کت شلوار 200 هزار تومني هم خوابت نميبره ، حواست هست ؟ نوشته شده توسط : يه ينده خدا نظرات ديگران [ نظر] : لیست کامل یاداشت های این وبلاگ : [29/1/1387- 12:43 ع] کارت سوخت بهتر است يا علم ؟[26/1/1387- 12:51 ع] بيداري در تاريکي ، تاريکي در بيداري[15/1/1387- 12:54 ع] دو رکعت عاشقي[15/1/1387- 12:53 ع] بي قراري شبانه[15/1/1387- 12:52 ع] قرتي بازي ممنوع[15/1/1387- 12:52 ع] ادراک بسيط[15/1/1387- 12:50 ع] ليلي خدا بيامرز[2/8/1386- 10:41 ص] تنفس ممنوع[2/8/1386- 10:36 ص] اخراجي 2[2/8/1386- 10:27 ص] اخراجي 1[2/8/1386- 10:6 ص] اسکريني به نام دنيا :[22/7/1386- 9:42 ص] من اومدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددم[6/12/1385- 7:43 ع] دير آمدم آيا ... ؟[5/12/1385- 9:10 ع] سجده گاه[5/12/1385- 9:8 ع] خواب امواج آرام[همه عناوين(21)][آرشيو شده ها]
: لوگوي دوستان من :
: فهرست موضوعي يادداشت ها : يا علي گفتيم و ...[14]بچه هاي آسمان[7] : آرشيو يادداشت ها : یا علی گفتیم و ...برگی از یک نوشتهموهبت عظیمعشق منبچه ها آسمان : نوای وبلاگ : : جستجو در وبلاگ : پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید این قالب برای وبلاگ گمشگتگان عشق ساخته شده و دوستان دیگر نمی توانند از ان استفاده کنند با تشکر
: فهرست موضوعي يادداشت ها :
یا علی گفتیم و ...برگی از یک نوشتهموهبت عظیمعشق منبچه ها آسمان
: نوای وبلاگ :
وبلاگ قالب
وبلاگ حب الحسین اجننی
وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند
وبلاگ شلمچه
برای سفارش قالب به دو
وبلاگ اول می تونید
سر بزنید
این قالب برای وبلاگ
گمشگتگان عشق ساخته شده
و دوستان دیگر نمی توانند از ان
استفاده کنند
با تشکر
+ کارت سوخت بهتر است يا علم ؟
يه روز يه بنده خدايي اومد به تيکه گفت : " ببينم فلاني ( منو ميگه ها ) نکنه اين متنايي که ميخوايي برام بفرستي copy/paste از جايي باشه !!! بالاخره هر چي باشه ما حرفه اي هستيم و ميفهميم هااااا....( بابا حرفه اي) ميخواستم يه سري متن تووووپ براش بفرستم که اگه صلاح ديد يه جا چاپ کنه که ندادم .
آقا اين جماعت اصلاً مراعات روح لطيف و حساس يه جوون رو نميکنن . همچين با دسته ي هاونگ ( جووناي قديمي مثل بنده ، به اين وسيله ارادت خاصي دارن ) ميزنن تو ذوقت که مخت آب روغن قاطي ميکنه ، حالا بيا و درستش کن ، بعد بابام ميگه چرا دانشگاه قبول نميشي ، چرا سيگاري شدي ، چرا چشات لوچه ، چرا کف پات صافه ، چرا از سربازي معاف شدي ، چرا ... چرا ...
Eeee بابا ول کن ديگه ، گازش رو گرفتي داري ميري !!! کدوم دانشگاه ؟ کدوم سيگار ؟ کدوم سربازي ؟ ... من که دانشگاهم چند ماهه تموم شده ، سيگارم که خيلي وقته ترک کردم ( از وقتي نت رو گذاشتم کنار ، طرف سيگارم نرفتم ، جاش دوستان لطف کردن يه سرگرمي بي ضرر بهم معرفي کردن به نام آدامس پان پراک !!! ) سربازي ام که ... الله اکبر ها ( اونايي که منو ميشناسن ميدونن اين الله اکبر يعني چي )
خلاصه اينکه يه شب تا صبح با خودم کلنجار رفتم که قضيه ي يک ساعت عقب جلو شدن ساعت بعد از سال تحويل رو واسه گلوله هاي خاکستري مغزم توجيه کنم ، آخر به اين نتيجه رسيدم که بالا بري ، پايين بيايي ، بعد از اينکه کلي فرانسوي ها بهمون خنديدن ، علي دايي شد مربي تيم ملي . کسي ام نگفت کي داره اين مسخره بازيا رو در مياره و کي اولين بار فکر کرد مرغ همسايه غازه ، عمو تو يعني نميدوني ستاره ي دنيا توي مملکت خودته ؟ ( بگذريم از گافاي بزرگي که جديداً همين جناب ستاره داد ) حتماً بايد مايه ي ريش خندمون کنن تا بيدار شي ؟ يه ضرب المثلي ميگفت : نون خشک خونت رو بخور اما منت کله پاچه ي همسايت رو نکش !!! ( البته من سندي واسه اين ضرب المثل ندارما ، از خير کله پاچه هم که نميشه گذشت ، پس احتمالاً ميتونيد بريد مهمون ناخونده بشيد و اگر همسايه روي باز نشون نداد و سنگ روي يخ شديد ، اصلاً احساس سرخوردگي نکنيد چون قبلاً هماهنگ شده !!! )
آقا دنيا همينه ديگه ، بقيه اختلاص ميکنن و گردنشون چاق ميشه ، چوبشو تو ميخوري ..... اين طرف کارمند بد بخت داره زير بار قسط و قرض و قوله له ميشه از اون طرف برو ساختمون ادارش رو ببين چه جوي زير پاي کارکنانش راه انداختن و چه هزينه اي واسه سنگ فرش وزير پسندش راه انداختن ، تازه واسه نماز خوندنت هم بهت حال دادن و يه سري فرش نفيس تدارک ديدن که وقتي نماز ميخوني ، حس کني تو عرش وايستادي و رفتي معراج ، ناهار خوريش هم که شده سفره خانه سنتي با اين تفاوت که کافي شاپ رو هم ميذاره تو جيبش . حالا از اون طرف ، کارمند قصه ي ما تازه مياد هضم کنه که اينا واسه تغيير روحيه و حال و هوا و مدرن شدنه ، از اين طرف بعد يکي دو ماه ، ميان ميگن اينجا به درد نميخوره ، دل جناب وزير رو زده ، جل و پلاستون رو جمع کنين بريم يه ساختمون ديگه که پارکينگش طبقاتي باشه و ماشيناتون رو بتونيد توش جا بديد ( همون ماشينايي که هنوز پول يه چرخش رو ندارين و هر روز از جلو نمايندگيش 10 دقيقه واسه آرامش روح تأمل ميکنين )
جالب ترش ميدوني چيه ؟ دولت هم که داره ظاهر قضيه و جيب آويزون و پر پول مديراي رأس هرم و اختلاصاي ميلياردي بعضي از همين مديرا رو ميبينه ، دستور ميده از مواجب اين وزارت خونه کم کنن و تمام مزايايي که همون کارمند دلش رو بهش خوش کرده بود تعطيل شه و به وزارت خونه ي فلان که به ظاهر قشر زحمت کش مملکت اونجا جمع شدن و مشغول به کارن اضافه شه تا گردنشون کلف تر شه . ( اينجا ميشه فهميد که منظور از کاخ نشيني و کوخ نشيني تو حرفاي امام خميني چي بود ، اينجا ميشه فهميد يعني چي وقتي ميگن پزpoz عالي ، جيب خالي !!! )
يادمه تو مدرسه معلممون موضوع انشا داده بود که : " روزي که کارت سوخت بيايد ... " يکي از بچه ها تکميلش کرده بود که : " تعداد اتوبوس ها زياد ميشود و ما مجبور نيستيم ساعتها از عمر چون آب طلايمان را در ايستگاههاي اتوبوس بگذرانيم يا با ماشين شخصي هواي شهر را آلوده کنيم ، مترو ها با سيستم مدرن و بدون خرابي در طونل ها راه مي افتند ، با گران شدن کرايه ها و آمدن کارت سوخت ، آرامش به خانه و کاشانه ي ما مي آيد ... " حالا بعد از گذشت سالها همين موضوع رو به بچه ي همسايمون داده بودن و نوشته بود : " کارت سوخت يعني آينده ي تحصيلي من ، اما پدرم چون کارمندي است که هنوز وام خودرو دريافت نکرده پس کارت هم ندارد ، اتوبوس هم 4 ساعت بعد از زنگ مدرسه مي آيد و اگر بيايد در فشار جمعيت جيبم را که همش به اندازه ي بليت مترو درونش پول بود را ميزنند و همانطور که عذاب شب اول قبر را برايم ياد آور ميشوند با هزاران اميد دم در مترو پياده ميشوم و آنجا نوشته است " تا اطلاع ثانوي به دليل تعميرات ، از اين ايستگاه قطار اعزام نميشود " و من مجبورم بقيه ي راه را پياده طي طريق کنم و به ارزش والاي هواي تهران و اهميتش براي سلامتي فکر کنم . خدايا اين خوشي را از ملت ايران نگير..... "
آهاااااااي نماينده اي که تا ديشب شلوار مامان دوز با دوخت صداقت و مردونگي پات بود ، با رأي من هستش که امشب با کت شلوار 200 هزار تومني هم خوابت نميبره ، حواست هست ؟
نوشته شده توسط : يه ينده خدا
نظرات ديگران [ نظر]
[29/1/1387- 12:43 ع] کارت سوخت بهتر است يا علم ؟[26/1/1387- 12:51 ع] بيداري در تاريکي ، تاريکي در بيداري[15/1/1387- 12:54 ع] دو رکعت عاشقي[15/1/1387- 12:53 ع] بي قراري شبانه[15/1/1387- 12:52 ع] قرتي بازي ممنوع[15/1/1387- 12:52 ع] ادراک بسيط[15/1/1387- 12:50 ع] ليلي خدا بيامرز[2/8/1386- 10:41 ص] تنفس ممنوع[2/8/1386- 10:36 ص] اخراجي 2[2/8/1386- 10:27 ص] اخراجي 1[2/8/1386- 10:6 ص] اسکريني به نام دنيا :[22/7/1386- 9:42 ص] من اومدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددم[6/12/1385- 7:43 ع] دير آمدم آيا ... ؟[5/12/1385- 9:10 ع] سجده گاه[5/12/1385- 9:8 ع] خواب امواج آرام[همه عناوين(21)][آرشيو شده ها]